جمعه بیست و هشتم دی 1386
سلوني قبل ان تفقدوني
از من بپرسيد قبل از آنكه مرا ديگر نيابيد
«راوی گويد: پسر عموي رسول خدا عليّ بن أبيطالب عليهالسّلام را ديدم كه در كوفه بر بالاي منبر رفته بود و به تن قباي رسول خدا را نموده بود وعمامة رسول خدا را به سر بسته و شمشير رسول خدا را حمايل كرده و در انگشتش انگشتري رسول خدا را نموده بود. هنگامي كه بر منبر قرار گرفت قباي خود را كنار زد و فرمود: اي مردم هر چه ميخواهيد از من بپرسيد قبل از آنكه مرا ديگر نيابيد چون در وجود من علوم بسياري انباشته شده است، و به جسم خودشان اشاره کردند و فرمودند اين صندوقچة علم است، اين علوم از زيادي علم رسول خدا است كه بدون آنكه از جانب خدا به من وَحي شود آن حضرت مانند پرندهاي كه جوجة خود را با منقارش طعام دهد دائماً از علوم الهي خود به من ميآموخت. سوگند به خدا كه اگر براي من بالش قضاوت گسترده شود و بر آن قرار گيريم در ميان اهل تورات با تورات خود آنها و در ميان اهل انجيل با انجيل خود آنها فتوي خواهم داد به طوري كه خداوند تورات و انجيل را به سخن درآورد و بگويند: علي راست گفته و فتواي او طبق احكام مندرجة در ما است. سپس آن حضرت فرمود: مگر شما قرآن مجيد را نميخوانيد كه ميفرمايد: وَ يَتولُوهُ شاهِدٌ مِنهُ «شاهدي از جنس رسول خدا پهلوي او ناظر بر همة علوم او و گواه بر همة كمالات و معارف اوست»...بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب