دوشنبه دهم فروردین 1388
شجاعت امیرالمومنین
جانبازي و دلاوري امیرالمومنین در جنگ احد
تمام تواريخ مسلّم اتّفاق نظر دارند بر اينكه: اولی در جنگ اُحُد أبداً زخمى و جراحتى نديد، و او با دومی به كوه پناهنده شده، دست از جنگ شستند و محمّد را مقتول پنداشتند، و سومی به طورى فرار كرد كه تا سه روز ناپديد بود و پس از سه روز وارد مدينه شد. و أميرالمؤمنين علىّ بن أبىطالب و حضرت حمزه سيّدالشّهداءعليهما السلام و ابودُجانه و سهلبنحُنَيْف أنصارى بودند كه قيام و إقدام به از بين بردن و متفرّق نمودن لشگر كردند. آنان بودند كه از شروع نبرد تا آخرين لحظه با پيامبر بوده و در مقابل آن حضرت جان خود را بر روى كف داشته و از جان اسلام و حيات رسول خدا دفاع مىنمودند.
واقدى در «مغازى»، و طبرى و ابن اثير در تواريخ خود نقل كردهاند كه: چون علمدار سپاه قريش كه از بنى عبدالدّار بود و نامش طَلْحَة بْن أبى طَلْحَة بود در برابر سپاه اسلام ايستاد و مبارز خواست و گفت: اى أصحاب محمّد شما مىپنداريد كه خداوند ما را با شمشيرهايتان فوراً به آتش دوزخ مىفرستد و شما را با شمشيرهاى ما بزودى به سوى بهشت روانه مىكند؟ آيا در ميان شما يك نفر هست كه خدا او را بزودى با شمشير من به بهشت روانه سازد و يا مرا با شمشير وى فوراً به دوزخ بفرستد؟!
حضرت أسدالله الغالب شير بيشه توحيد و شجاعت أميرالمؤمنين ـ عليه أفضل صلوات المصلّين ـ به سوى او رفت و مىگفت: آرى سوگند به خدا دست از تو بر نمىدارم تا با شمشيرم با شتاب به سوى دوزخت بفرستم و يا تو مرا بزودى به سوى بهشتم بفرستى! أميرالمؤمنين با شمشير پايش را قطع كرد، مكشوف العورة بر روى زمين افتاد، و صداى تكبير رسول خدا صلى الله عليه وآله برخاست. [14]
و آنگاه جماعتى از بنىعبدالدّار يكى پس از ديگرى عَلَم مشركين را برگرفتند و أميرالمؤمنينعليه السلام همه را كشت و به دوزخ فرستاد و عَلَم آنها برروى زمين افتاد و كسى ديگر نبود تا عَلَم را بردارد.
از عبدالله بن عبّاس روايت كرده اند که گفت: اميرالمؤمنين علىبنابيطالب عليه السلام چهار چيز دارد كه براى أحدى از امّت پيغمبر نيست: او أوّلين مردى است از عرب و عجم كه با رسول خدا صلى الله عليه وآله نماز گزارده است، و اوست صاحب لواى او در هر جنگ [22] ، و اوست كسى كه در روز غزوه اُحد ثابت ماند و همه مردم فرار كردند و اوست كسى كه پيامبرصلى الله عليه وآله را در داخل قبر نهاد. بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
