تبليغاتX
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

ممنوع ؟

اعلام ممنوعيت ذكر فضائل حضرت علی توسط معاويه

«معاويه‌ به‌ ابن‌ عبّاس‌ گفت‌: ما به‌ تمام‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ نوشته‌ايم‌ كه‌ مناقب‌ علي‌ را بر زبان‌ نياورند، تو نيز زبان‌ خود را از ذكر فضائل‌ او بازدار. ابن‌ عبّاس‌ گفت‌: آيا ما را نهي‌ مي‌كني‌ از خواندنِ قرآن‌؟ معاويه‌ گفت‌: نه‌. ابن‌ عبّاس‌ گفت‌: آيا ما را منع‌ مي‌كني‌ از تفسير و معناي‌ قرآن‌؟ گفت‌: آري‌. ابن‌ عبّاس‌ گفت‌: آيا ما قرآن‌ را بخوانيم‌ ولي‌ معني‌ را نفهميم‌ و سئوال‌ نكنيم‌؟ گفت‌: سئوال‌ بكن‌ ليكن‌ از اهل‌ بيت‌ سئوال‌ مكن‌. ابن‌ عبّاس‌ گفت‌: قرآن‌ بر اهل‌ بيت‌ نازل‌ شده‌ آيا ما از غير آنها بپرسيم‌؟ آيا تو مي‌خواهي‌ ما را از پرستش‌ خدا بازداري‌؟ بنابراين‌ همة‌ امّت‌ هلاك‌ خواهند شد. معاويه‌ گفت‌: قرآن‌ را بخوانيد امّا رواياتي‌ را كه‌ از رسول‌ خدا دربارة‌ شأن‌ نزول‌ آياتي‌ كه‌ دربارة‌ أهل‌ بيت‌ نازل‌ شده‌ رسيده‌ است‌ براي‌ مردم‌ بيان‌ نكنيد «آري‌ مي‌خواهند نور خدا را خاموش‌ كنند و با زبانهاي‌ خود جلوي‌ انتشار فضل‌ و حقّ را بگيرند». سپس‌ معاويه‌ با صداي‌ بلند ندا در داد: ذمّه‌ و عهد من‌ بري‌ است‌ از كسي‌ كه‌ در فضائل‌ علي‌ روايتي‌ را بيان‌ كند. و كار آنچنان‌ سخت‌ شد و ترس‌ و خوف‌ مردم‌ از بيان‌ فضائل‌ به‌ جائي‌ رسيد كه‌ عبدالله‌ بن‌ شدّاد لَيثي‌ گويد: من‌ دوست‌ دارم‌ يك‌ روز تا شب‌ بگذارند من‌ مناقب‌ علي‌ را بيان‌ كنم‌ و سپس‌ گردن‌ مرا بزنند».(۱۴۰)...بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رحیم ابراهیمی در 8:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه نهم فروردین 1387

هزاران افسوس ...

تاسف ابن عباس...

رسول الله صلى الله عليه و آله در معرفى و نصب على بن ابيطالب اهتمام بسيار داشت، حتى در مرض موت توصيه و سفارش مى‏فرمود و مردم را به پيروى از آنحضرت دعوت مى‏فرمود، تا سرحديكه در همان ساعات آخر حيات كاغذ و قلمى خواستند تا بنويسند درباره امامت آنحضرت آنچه بايد بنويسند.ولى افسوس، و هزار افسوس، كه دومی مانع شد و نگذاشت مقصود رسول خدا تحقق يابد، و گفت: مرض بر او غلبه كرده، هذيان مى‏گويد، كتاب خدا ما را بس است، رسول خدا با يكدنيا اندوه و غم چشم از جهان بستند، ... بقیه در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رحیم ابراهیمی در 7:22 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم آبان 1386

غاصبين خلافت

انتقاد امير المؤمنين از غاصبين خلافت

امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام ضمن خطبه خود مى‏فرمايد:

حتى اذا قبض الله رسوله صلى الله عليه و آله و سلم رجع قوم على الاعقاب و غالتهم السبل و اتكلوا على الولائج و وصلوا غير الرحم و هجروا السبب الذى امروا بمودته و نقلوا البناء عن رص اساسه فبنوه فى غير موضعه معادن كل خطيئة، و ابواب كل ضارب فى غمرة.[266]

مى‏فرمايد:

«و چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله سلم رحلت نمودند جماعتى بر دو پاشنه پا برگشته و به دوران جاهليت‏بازگشتند، راههاى شيطانى و نفس اماره آنها را به هلاكت افكند، و بر خاطرات نفسانى و افكار خود اتكاء نموده رحم رسول خدا صلى الله عليه و آله سلم را كنار زدند و به غير آن پيوستند، و از آن سببى كه رسول خدا آنها را به مودت آن امر فرموده بود دورى جستند، و بنا و ساختمان دين را با تمام استحكام خود از بن كندند و در غير موضع و جاى خود بنا كردند، آنها معدن‏هاى هر گناهى بودند و باب و مفتاح براى هر كس كه بعدا در اين مهالك فرو رفت و در اين فتنه‏ها داخل شد».

سپس فرمود: ... بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رحیم ابراهیمی در 7:0 |  لینک ثابت   •