تبليغاتX
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش - ممنوع ؟

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

ممنوع ؟

 و كار به‌ جائي‌ رسيد كه‌ محدّث‌ كه‌ در فقه‌ حديثي‌ يا در مبارزه‌ روايتي‌ در شأن‌ أميرالمؤمنين‌ نقل‌ مي‌كرد نمي‌گفت‌: علي‌، بلكه‌ مي‌گفت‌: قَالَ رَجُلٌ مِن‌ قُرَيش‌ يعني‌ مردي‌ از قريش‌ گفت‌.

 و عبدالرّحمن‌ بن‌ ابي‌ ليلي‌ در روايات‌ خود به‌ جاي‌ لفظ‌ علي‌ مي‌گفت‌: مردي‌ از اصحاب‌ رسول‌ خدا. و حسن‌ بصري‌ مي‌گفت‌: أبو زينب‌ [141]

 و از سعيد بن‌ جبير سئوال‌ كردند: بردارندة‌ پرچم‌ و لواي‌ حمد در روز قيامت‌ كيست‌؟ در پاسخ‌ گفت‌: مگر دل‌ خوشي‌ داري‌؟ [142](يعني‌ مي‌خواهي‌ من‌ بگويم‌ علي‌ و همين‌ بيان‌ من‌ سبب‌ كشته‌ شدن‌ من‌ و تو گردد).

 و شَعبي‌ گويد: من‌ مي‌شنيدم‌ كه‌ خطيب‌هاي‌ بني‌ اُمَيَّه‌ عليّ بن‌ أبيطالب‌ را لعن‌ و سبّ مي‌كردند در بالاي‌ منبرها و لكن‌ مثل‌ آنكه‌ كسي‌ بازوهاي‌ علي‌ را گرفته‌ و به‌ آسمان‌ بالا مي‌برد، و مي‌شنيدم‌ كه‌ اسلاف‌ و نياكان‌ بني‌ اميّه‌ را مدح‌ و تحسين‌ مي‌كردند ليكن‌ گوئي‌ شكم‌ جيفه‌ و مرداري‌ را مي‌شكافند و تعفّن‌ و بوي‌ گند او بيشتر منتشر مي‌شد.

 و يك‌ زن‌ عربي‌ را ديدند كه‌ در مسجد كوفه‌ مي‌گفت‌: يَا مَشْهُوراً فِي‌ السَّماواتِ وَ يا مَشْهُوراً في‌ الارَضِينَ، يا مَشْهُوراً في‌ الآخِرَةِ، جَهَدَتِ الجَبابَرةُ وَالمُلُوكُ عَلي‌ اطفاء نُورِكَ وَ اخمادِ ذِكْرِكَ، فَأبَي‌ اللهُ لِذِكْرِكَ الاّ عُلُواً وَ لِنُوِكَ إلاّ ضِياءً وَ نَماءٌ وَ لَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ.

 «اي‌ كسي‌ كه‌ در آسمانها مشهوري‌ و در زمين‌ها معروفي‌، اي‌ كسي‌ كه‌ در آخرت‌ مشهوري‌، جبّاران‌ روزگار و پادشاهان‌ قدرتمند در خاموش‌ كردن‌ نور تو و فرو نشاندن‌ ذكر تو كوشش‌ها نمودند ليكن‌ خداوند ذكر تو را بالاتر و نور تو را روشن‌تر و نمودارتر نمود گرچه‌ مشركين‌ نمي‌پسندند». از او سئوال‌ كردند: مرادت‌ از اين‌ مرد گيست‌؟ گفت‌: عليّ بن‌ أبيطالب‌. سئوال‌ كننده‌ تا متوجّه‌ شد كه‌ چه‌ كسي‌ اين‌ جمله‌ را گفت‌ ديگر كسي‌ را نديد.

 و ابن‌ نُباتَه‌ گويد: حيله‌ و مكر قريش‌ در خاموش‌ كردن‌ نور علي‌ به‌ حدّ أعلي‌ رسيد امّا به‌ صيحة‌ قيامت‌ يك‌ صدا اضافه‌ شد و انوار و آثار رحمت‌ قيامت‌ در زمين‌ ظاهر شد، مشاهد و مقابر اولاد علي‌ در هر سرزميني‌ ديده‌ مي‌شود، و خوابهاي‌ عجيب‌ از مناقب‌ او پرده‌ بر مي‌دارد، و مريض‌هاي‌ زمينگير شفا مي‌يابند، و مبتلايان‌ نجات‌ مي‌يابند، و اين‌ امر براي‌ أحدي‌ غير از عليّ بن‌ أبيطالب‌ شنيده‌ نشده‌ است‌.[143]


[140] «مناقب‌» ابن‌ شهرآشوب‌ ج‌ 1 ص‌ 484. و اين‌ حديث‌ ملاقات‌ معاويه‌ با ابن‌ عبّاس‌ را در «قاموس‌ الرجال‌» ج‌ 6 ص‌ 41 مفصّلاً از كتاب‌ «سليم‌ بن‌ قيس‌» نقل‌ مي‌كند، و در كتاب‌ سليم‌ در صفحة‌ 202 و 203 موجود است‌.

[141] «مناقب‌» ابن‌ شهرآشوب‌ ج‌ 1 ص‌ 485.

[142] همان مصدر.

[143] همان مصدر.

نوشته شده توسط رحیم ابراهیمی در 8:36 |  لینک ثابت   •